توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٤٥ - علم آوردن مسنداليه
دانست زيرا مفهوم علم بايد جزئى باشد.
ولى در اين گفتار نظر و تأمّل است زيرا اين مقاله كه كلمه [اللّه] اسم است براى مفهوم كلّى مذكور مقبول نيست، چگونه بتوان اين را گفت و حال آنكه جمله ارباب تحقيق اجماع بر اين دارند كه عبارت [لا اله الّا اللّه] كلمه توحيد است در حاليكه اگر [اللّه] اسم براى مفهوم كلّى باشد نبايد اين عبارت افاده توحيد كند چه آنكه كلّى از حيث كلّى بودن احتمال كثرت در آن مىباشد.
توضيح
علم آوردن مسنداليه
علم: عبارتست از اسمى كه وضع مىشود براى چيزى با تمام خصوصيّات فردى و شخصى آن مانند كلمه على كه علم است براى حضرت امير مؤمنان عليه السلام با تمام خصوصيّاتى كه در حضرتش هست و احدى از آن برخوردار نيست.
مسنداليه را اگر بصور علم بياورند اغراضى بر آن مترتّب است كه ذيلا درج مىشود:
در جائيكه مقصود احضار شخص مسنداليه در ذهن سامع بطورى باشد كه اين احضار بوسيله اسم مختص بآن و در مرتبه اول صورت گيرد
بنابراين هركدام از قيود ملحوظه مخرج مثالى از امثله است چنانچه قيد احضار شخصى مثال (رجل عالم جائنى) را خارج ميكند زيرا رجل اسم جنس است و مسنداليه را بنحو احضار جنسى در ذهن سامع مجسم مىنمايد چنانچه قيد ابتداء مثال (جائنى زيد و هو راكب) را خارج مىكند زيرا ضمير ابتداء خودش بذهن سامع القاء شده و پس از آن